اصل مطلب
در بازگشت به شغل معاونت و معناي آن فرمايد
ابوالفضل زرويي نصرآباد
شده در روزگار نقض غرض / معني برخي از لغات، عوض
بود قبلاً اداره، جاي تلاش / مزد، يعني كفاف وجه معاش
يا معاون، قديمتر، آن بود / كه مددكار و يار انسان بود
شده معناي تازه اش، امروز / شاخ و سربار و قوز بالاقوز
آن معاون عزيز و دلخواه است / كه وجودش ثقيل و جانكاه است
سخت گير و نساز و سنگ انداز / ناشي و بي سواد و روده دراز
از همان ها كه هي نسنجيده / كارها را كنند پيچيده
دو- سه ميليون دهند تا مثلاً / صرفه جويي شود هزار تومن
نام حق مي برند تا باری / نرسد حق به هيچ حق داري
آن معاون كه اهل كار بود / لنگ و مفلوك و خوار و زار بود
يا اگر اهل بورژوازي نيست / وقت تقسيم سهم، بازي نيست
يا كه طفلك ز غصه مي ميرد / هيچ كس جدي اش نمي گيرد!
بود قبلاً اداره، جاي تلاش / مزد، يعني كفاف وجه معاش
يا معاون، قديمتر، آن بود / كه مددكار و يار انسان بود
شده معناي تازه اش، امروز / شاخ و سربار و قوز بالاقوز
آن معاون عزيز و دلخواه است / كه وجودش ثقيل و جانكاه است
سخت گير و نساز و سنگ انداز / ناشي و بي سواد و روده دراز
از همان ها كه هي نسنجيده / كارها را كنند پيچيده
دو- سه ميليون دهند تا مثلاً / صرفه جويي شود هزار تومن
نام حق مي برند تا باری / نرسد حق به هيچ حق داري
آن معاون كه اهل كار بود / لنگ و مفلوك و خوار و زار بود
يا اگر اهل بورژوازي نيست / وقت تقسيم سهم، بازي نيست
يا كه طفلك ز غصه مي ميرد / هيچ كس جدي اش نمي گيرد!
۲۶ بهمن ۱۳۸۴
نویسنده : دوستداران ابوالفضل زرويي نصرآباد ; ساعت ۳:۱٥ ب.ظ روز پنجشنبه ٢٧ بهمن ،۱۳۸٤
تگ ها :
وبلاگ ، پرشین بلاگ
نظرات ()
